تبليغاتX
ا بــر نــجــک - تکان
 
 
نمی دانم منتظر چی هستم که شروع به بودن آنچه می خواهم بکنم!
 اصلا فهمیدید چه گفتم؟
فکر می کنم اگر کسی اینجا را بخواند احتمال می دهد که نویسنده ی اینجا یک آدم نیمه روانی باشد!
یا یک آدم شکم سیر ِ بی هوده...این بی هودگی بد چیزیست ها...بــــــــــــــــــــــــد!...
خُب البته آنطور ها که فکر می کنید هم نیست..شاید هم اصلا نیست...
نمی دانم چرا توان حرکت از من گرفته شده...باور می کنید؟...تا حالا شده از وضعیت موجودتان ناراضی باشید اما در عین حال توان عوض کردنش را نداشته باشید؟..حتی توان تلاش برای عوض کردن وضعیت تان را..نکند واقعا مرا یک چیزی می شود؟!...
 

  نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 20:38  توسط ابرنجک  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM